تبليغاتX
پرنسس در غربت

عده زیادی از دوستان خوبم طی ایمیل و پیام های خصوصی همیشه از من گله و شکایت می کردند بعضی ها هم کلا قهر می کردند و نبودنم و یا ننوشتنم را با محروم کردن من از محبت هاشون جبران می کردند عده ای هم بودند که همچنان صبورانه و مهربانانه می آمدند می نوشتند و از من می خواستند ادامه بدهم ....

امروز بعد از یک ماه دوری از اینترنت پیام هام را چک کردم و مطلبی گلایه آمیز از دوستی عزیز دریافت کردم .قبل از هر چیز از ایشون و همه دوستان عذر خواهی می کنم و صمیمانه تشکر

و اما واقعیت تلخ ،این است که من هیچ کدام از واقعیت های تلخ زندگیم را توی این وبلاگ نگفتم و شاید اگر بگم کسی باور نکند .گاهی به یک داستان غم انگیز می ماند وگاهی به یک داستان تخیلی که خودم هم نمی توانم باورش کنم .

سفر به قاره های دیگر، کشور های دیگر آن هم با امکانات مالی بسیار بسیار کم ،بیکاری ،پیدا کردن کار، مسولیت،درگیرهای گرفتن اقامت و ویزا،غربت،تنهایی،خبر های بد از سمت خانواده،ضربه های روحی از سمت مرد عوضی ،بمب گذاری و سمپاشی و سوء استفاده کامل از عدم حضور من در ایران دوباره از سمت همان مرد عوضی ،درگیرهای مالی ،جابه جاهایی پشت سر هم ،خبر از دست دادن عزیزترین خواهر در  تنهایی،آشفتگی مطلق ،برگشت به ایران ،جمع و جور کردن خانواده کاملا متلاشی شده ،نیش های فامیل ،نامردیهای مرد عوضی، جای خالی خواهر ،شنیدن حرفهای غیر قابل باور ،برگزاری مراسم ترحیم ،بیماری شدید مادر و از دست دادن بینایی او،شکسته شدن پدر و برادر ها،سعی در تغییر وضعیت روحی آنها ،سفر به کشوری دیگر برای مراقبت از خواهری که در اثر بارداری و شک از دست دادن خواهر دچار بیماری روحی روانی شدید است،آزارهای وحشتناک او تا سرحد تهدید کشتن طفل ده روزه خودش ،واماندگی ،خستگی شدید ،تحمل بیماری حاصل از دوران شور و عشق به مرد عوضی ،برگشت به ایران ،توقیف در فرودگاه ،برگشت به ایران ،شهر غریب ،تنهایی ،مجدد بی کاری ،ته کشیدن کامل پول ،جستجوی کار،وام و قرض کردن پول ،فشار بیش از حد بیماری ،بیمارستان ، عمل جراحی ،عوارض عمل ،دوباره بی مروتی مرد عوضی ،توهین و تهدید در ازای درخواست پس دادن پول قرض گرفته شده .تنهایی ،بایکوت کامل

و حالا باز شروع مجدد و امید و آرزو و هدف و اجرا و حرکت .....

خودتان قضاوت کنید خوب می دانم تمام این در گیری ها می تواند برای هر کسی باشد اما درگیری های من شاید کمی متفاوت تر است به قول خودم نمودار زندگی من مثل خیلی از آدم های دیگر سینوسی نیست بنابراین شیب زاویه بیشتر شبیه یک شکست است تا شیب .اما من تسلیم نمی شوم و همچنان ادامه می دهم، هر روز با امید بیشتر. موفقیت از آن من است شاید یک زمانی یک جای به تمام این تحمل ها و تلاش ها افتخار کنم

پس

دوستان خوبم مرا به تمام بزرگواری های خودتان ببخشید باور کنید.محبت هاتون رو از من دریغ نکنید که در حال حاضر به تمام محبت های دنیا احتیاج دارم . گاهی اوقات حسرت یک خط نوشتن را می خورم اما واقعا نمی توانم، اینترنت ندارم اما قول می دهم شرایطم را تغییر بدهم و همچنان بنویسم بخوانم و به تمام دوستان سر بزنم با من صبوری کنید به شدت تنهایم و دلنازک ...

برمی خیزم ،خوب میشوم ،می نویسم ....

دوستتان دارم

+ نوشته شده در یکشنبه 21 تیر1388ساعت 11:18 توسط پرنسس |    Balatarin